حامی ِ باباحامی ِ بابا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه سن داره

زندگی دونفره بابایی و حامی

دعوت به مسابقه از طرف خاله ثمر مهربونم

دعوت به مسابقه من از طرف فرشته کوچولوی خودم ثنا جانم به این مسابقه دعوت شدم. "چرا برای فرشته هامون وبلاگ ساختیم" آدم گاهی تهی می شود... خالی می شود...! دلش یک گوش می خواهد که فقط برایش حرف بزند....و چه جایی بهتر از اینجا... دلش می خواهد....زیر باران ساعت ها قدم بزند و خیس شود...و من خیس هجاهایم.... دلش می خواهد....برود....ولی نرسد....!! دلش می خواهد....فقط به صدای باران گوش دهد... دلش می خواهد....چشمانش را ببندد....به هیچ چیز فکر نکند.. دلش می خواهد....خودش را لوس کند...وپسر  بابا به قدري دوستت دارم كه گاهي قلبم مي گيرد و نمي دانم چه كنم.... بيش از توانم دوستت دارم!  و تمام اینها و هزاران حرف نگفته دی...
21 بهمن 1391

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااا....

خداوند بی نهایت است ولامکان و لازمان...اما به قدر فهم تو کوچک میشود وبه قدر نیاز تو فرود میاید و  به قدر ا رزوها ی تو گسترده میشود وبه قدر ا یما ن تو کارگشا... یتیمان را پدر میشود وناامیدان را امید میشود ..گم گشتگان را اراده میشود ودر تاریکی ماندگان را نور.. محتاجان به عشق  را عشق ....                        خداوند همه چیز میشود و همه کس.. .  به شرط اعتقاد..به شرط پاکی دل و به شرط طهارت روح.... بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف و زبان هایتان را از هر ...
19 بهمن 1391

دیدن نه دیدن...

اینگونه نگاه کنید ... مرد را به عقلش نه به ثروتش زن را به وفایش نه به جمالش دوست را به محبتش نه به کلامش عاشق را به صبرش نه به ادعایش ... مال را به برکتش نه به مقدارش خانه را به آرامشش نه به اندازه اش اتومبیل را به کارائیش نه به مدلش غذا را به کیفیتش نه به کمیتش درس را به استادش نه به سختیش دانشمند را به علمش نه به مدرکش مدیر را به عملکردش نه به جایگاهش نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش دل را به پاکیش نه به صاحبش جسم را به سلامتش نه به لاغریش سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش... ...
18 بهمن 1391