حامی ِ باباحامی ِ بابا، تا این لحظه: 15 سال و 26 روز سن داره

زندگی دونفره بابایی و حامی

پدر....

1391/12/17 19:24
نویسنده : your daddy★☆
450 بازدید
اشتراک گذاری
پــــــــــــــدر

تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست..

اما همیشه به جرم پدر بودن
باید ایستادگی کند؛

و با وجود همه مشکلات, به تو لبخند زند تا تو دلگرم شوی..................
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (11)

عمه جونی
17 اسفند 91 20:23
سلام عزیزم حتما به وبم سر بزن اگه دوستداری یه یادگار برای کوچولوت درست کنی به وبم بیا و رو ادامه مطلب نمونه کار کلیک کن تا کارهای نمونه رو ببینی فرصتی نمونده پس عجله کن دوست عزیز
تارا
17 اسفند 91 23:29
خدایا! سرده این پایین، از اون بالا تماشا کن اگه میشه فقط گاهی،بیا دستامونو ها کن خدایا!سرده این پایین،ببین دستامو میلرزه دیگه حتی همه دنیا،به این دوری نمی ارزه تو اون بالا من این پایین،دو تایی مون چرا تنها؟ اگه لیلی دلش گیره! بگو مجنون چرا تنها؟ خدایا! من دلم قرصه،کسی غیر از تو با من نیست خیالت از زمین راحت ،که حتی روز،روشن نیست کسی اینجا نمی بینه که دنیا زیر چشماته یه عمره یادمون رفته،زمین دار مکافاته فراموشم شده گاهی،که این پایین چه ها کردم که روزی باید از اینجا بازم پیش تو برگردم خدایا! وقت برگشتن یه کم با من مدارا کن شنیدم گرمه آغوشت،اگه میشه منم جا کن
سودابه
18 اسفند 91 1:03
بابای مهربون حامی و بسر عزیزم میدونی یک مرد به جرم مرد بودنش باید ایستادگی کند این همون چیزیه که ما مادران از بچگی به خورد فرزندانمون میدیم بسر نباید گریه کنه !!!توبسری!!!!
اما بدون بچه ها منتقدان و قاضی های خوبی هستند و حتما در آینده خودش تشخیص میده که دلسوزش بودی .
دلت خواست به وب من و نوه های گلم سر بزن


سلام..از حضورتون و حرفاتون سپاسگذارم....
هستی
18 اسفند 91 10:30
سلام بابایی وحامی جان. یا بـــــه دنبال محبت سر خود باختن است من بـــــه میدان رفاقت گذرم از سر خویش تا بدانی که این حاصل دوست داشتن است هميشه برايت بهترين ها را خواسته ام در هرشرايطي و به هر نحوي وقتي غريبه ها اين گونه به تو ايمان دارند چگونه مي تواني نااميد باشي دوست من ؟!
هستی
18 اسفند 91 10:32
هر آدمی دو قلب دارد، قلبی که از بودن آن با خبر است و قلبی که از حضورش بی خبر قلبی که از ان با خبر است، همان قلبی است که در سینه می تپد، همان که گاهی می شکند، گاهی با این دل میشود دلبردگی و بیدلی را تجربه کرد دل سوختگی و دل شکستگی هم توی همین دل اتفاق می افتد سنگدلی و سیاه دلی هم ماجرای این دل است با این دل است که عاشق می شویم با این دل است که دعامی کنیم و گاهی با همین دل است که نفرین می کنیم و کینه می ورزیم و بد دل می شویم اما قلب دیگری هم هست قلبی که از بودنش بی خبریم این قلب اما در سینه جا نمی شود و به جای آن که بتپد می وزد و می بارد و می گردد و می تابد این قلب نه می شکند و نه می سوزد و نه می گیرد، سیاه و سنگ نمی شود، از دست نمی رود زلال است و جاری ،مثل رود و مثل نسیم و آن قدر سبک که هیچ وقت،هیچ جا نمی ماند بالا می رود و بین زمین و ملکوت می رقصد آدم همیشه از این قلبش عقب می ماند این همان قلب است که وقتی تو نفرین می کنی ،او دعا می کند، وقتی تو بد می گویی و بیزاری،او عشق می ورزد، وقتی تو می رنجی او می بخشد این قلب کار خودش را می کند، نه به احساست کاری دارد،نه به تعقلت، نه به آنچه می خواهی و آدم ها به خاطر همین دوست داشتنی اند به خاطر قلب دیگرشان،به خاطر قلبی که از بودنش بی خبرند راستی عکس جدید از حامی تو وبلاگ بگذاری .
هستی
18 اسفند 91 10:39
ایمیل که فرستادی مال شما بود .


بله
خاله جونش
18 اسفند 91 12:03
سلام سلام به حامی جونو باباش
راستش پسرتون خیلی ماهه
خیلی نازه
خوشگله
اگه وقت کردین لطفا به منم یه سر بزنین

من که لینکتون کردم شما هم اگه دوس داشتین لینکم کنین[hrممنونم...با افتخار لینک شدید




سلام خاله ی مهربون...ممنونم از این همه لطف...من هم لینکتون کردم
سودابه
18 اسفند 91 12:03
لینک شدین.اگر دوست داشتین لینکم کنید لطفا با نام میوه دلم محمد متین بلینکید
مامان اریا و پریا
18 اسفند 91 21:53
پدر مهربون اینو بدونید هر مادری هم لایق این که بهشت زیر پاش باشه نیست پس این جمله اصلا عمومیت نداره


بله...حق با شماست...
مامان ثمر
19 اسفند 91 13:53
من مردی را مـــی شناسم که با تــــمامِ غصه هایش لبخنــــد دارد لبخندی که امیــــد دارد من مردی را می شناسم که وجـــودش اسرار را بی آنکه گفته شود فـــــاش می ساخت من مردی را می شناسم که می خندید می خنداند و بغض فـــرو می خورد و من او را بابا خطاب می کنم♥ ♥
مهسا مامان کیارش
22 اسفند 91 23:59
پدر باش مثل کوه استوار


مثل کوه...