حامی ِ باباحامی ِ بابا، تا این لحظه: 15 سال و 27 روز سن داره

زندگی دونفره بابایی و حامی

بابای دروغگو...

1391/10/27 14:46
نویسنده : your daddy★☆
2,089 بازدید
اشتراک گذاری
"پدرم ، دروغگو ترین کسی بود که در زندگیم دیدم ..:
.
.
.
.
... .
.
.
.
چون همیشه دردهایش را جور دیگری برایم تعریف کرد ..!!"
 
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (12)

FARIBA
24 دی 91 0:56
سلام نام وبلاگتون نوجهم رو جلب کرد.پسر بسیار نازی دارین.کاش میشد..........
نمیدونم چی بگم چهره ناز و ارومش توی خواب واقعا قلب ادمو میسوزونه.کاش وبلاگش شاد بود و پدر و مادرش باهم مینوشتند.اونموقع چقدر شاد بود حامی


کاش ....حامی من . من....انشالله که همینطور میشه و خودم به تنهایی شادی رو بهش برمیگردونم...خدا با ماست...





مامان سبحان جون
24 دی 91 1:22
وبلاگ زیبایی دارید و گل پسی نانازی اگه فضولی نباشه میشه بپرسم مامان حامی جان چرانیستن اگه دوست دارین جواب بدین ممنون


مامان سبحان جون
24 دی 91 1:23
سلام وب زیبایی داری
مامان سبحان جون
24 دی 91 1:37
خداگل پسرتون حفظ کنه براتون بعضی وقتها کناراومدن بامشکل خیلی سخته و بهتره که اونو اززندگی جدا کرد


برام دعا کنید...دعا...
بهاره مامان ونداد
24 دی 91 12:50
پدر زیباترین واژه زندگی است کاش قدرش را میدانستیم


...........
خاله ریحانه
24 دی 91 12:52
متن قشنگی بود... به سلامتی همه پدرها


مرسی...به سلامتی...
تارا
24 دی 91 14:40
میدونم خیلی سخته!خیلی
یه حالتی بین زمین و آسمون یه چیزی که هیچ کس نمیتونه بفهمه هیچ کس توش نیست تا درک کنه چی میگی
نه راه پس داری نه راه پیش نه میتونی بری نه اینکه بمونی روزا پست سر هم میان و میرن اما هیچ کاری از دست هیچ کس بر نمیاد
به همه اینا این روزای منو هم اضافه کنید که مجبوری بخندی و به همه بگی که شادی و همه چیز آرومه!


............................................................................................................................. میفهمی؟؟؟؟؟؟؟

مامان شايان
24 دی 91 14:56
سلام عزيزم پسرم شايان تو مسابقه ي تولد 2 سالگي ني ني و بلاگ شركت كرده منتظر دستاي پر مهر شماست تا بهش راي بدين زود بياينا فقط تا دوشنبه وقت داريم راستي بايد حتما به 2 نفر راي بدين تا ثبت شه باز مرسي اينم لينك مسابقهhttp://koodakeman91.niniweblog.com/post1099.php
تارا
24 دی 91 15:01
آره میفهمم!خیلی سخته
با همه پوست و گوشتم حس میکنم و میفهمم


ممنونم ازت...
مامان محمد امين
24 دی 91 18:52
پدر ....
صبور، آروم ،درياي انديشه ...
بغلشون كنيد تا دير نشده...


پدر...پدر...بیچاره پدر..
مامان محمد طاها
25 دی 91 11:05
دروغی از روی عشق!!این یعنی فداکاری........
مامان آيلين
27 دی 91 18:40
واقعا پدر نمونه اي هستيد
پدري كه ميخواد هم پدر باشه هم مادر قابل تقديره.
بهتون خسته نباشيد ميگم
مطمئنم حامي كوچولو قدر اين همه فداكاري رو خواهد دونست.



ممنونم ازتون...حامی خوشبخت باشه برام کافیه...