بستن تبلیغات

حرفهاي پدرانه در نبودِ حامى....

 

این روزها دقیقه هایم تنها به تماشای عکسی از تو می گذرند که در آن معصومانه ترین لبخند ها را بر لب داری و مرا در مواجهه با چشمان بی مثالت که خیره به ناکجا مانده اند هر لحظه عاشق تر می کند زندگی ات را بکن حامی من

آرزوهای خودت را داشته باش تو باشی یا نباشی

.اگر خوشبخت باشی دیگر چه فرقی می کند کجای جهان ایستاده باشی ؟؟روزی اگر نبودم تنها ارزوی ساده ام این است...زیر لب بگویی  پدر.. یادت بخیرناراحتناراحت

پدر که باشی!!! با تمام سختی ها و مشقت های روزگار، با دیدن غم فرزندت میگویی:"نگران نباش،درست میشود،
خیالت تخت ، من پشتت هستم

پدر که باشی ؛سردت میشود و کت بر شانه ی فرزندت می اندازی.
چهره ات خشن میشود و دلت دریایی ....... آرام نمیگیری تا تکه نانی نیاوری.
پدر که باشی ؛ عصا میخواهی ولی نمیگویی. هرروز،خم تر از دیروز،جلوی آینه تمرین محکم ایستادن میکنی....
پدر که باشی ؛ در کتابی جایی نداری و هیچ چیز زیر پایت نیست...
بی منت از این غریبگی هایت می گذری تا پدر باشی پشت خنده هایت فقط سکوت میکنی ....
پدر که باشی ؛ به جرم پدر بودنت،حکم همیشه دویدن برایت میبرند. بی اعتراض به حکم فقط میدوی.
بی رسیدن ها می دوی و در تنهایی ات نفسی تازه میکنی.....
پدر که باشی ؛ در بهشتی که زیر پای تو نیست باز هم دلهره هایت را مرور میکنی
پدر که باشی ؛ پیر نمیشوی ولی یک روز بی خبر تمام میشوی
پدر که باشی ؛
فقط پدری،هـــــمـــــیـــــن و تــــــمــــــام........

نوشته شده در سه شنبه 13 اسفند 1392ساعت 4:33 PM توسط ☆★your daddy and your love★☆

درتنهایی ام آتش روشن کردم وعهدکردم تاخاموش شدنش دعایت کنم میدانم به آنچه میخواهی میرسی چراکه من هرلحظه هیزمی اضافه میکنم تا شعله هاى فروزان زندگيت فقط سرخى داشته باشد. چهارشنبه سوری مبارک حامي من....

نوشته شده در سه شنبه 27 اسفند 1392ساعت 9:01 PM توسط ☆★your daddy and your love★☆ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

92.12.16 :-)


نوشته شده در شنبه 17 اسفند 1392ساعت 0:05 AM توسط ☆★your daddy and your love★☆ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

ساقیا آمدن عید مبارک بادت...


نوشته شده در سه شنبه 13 اسفند 1392ساعت 4:31 PM توسط ☆★your daddy and your love★☆ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در جمعه 25 بهمن 1392ساعت 11:03 PM توسط ☆★your daddy and your love★☆ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

پسر پاییز...


نوشته شده در پنجشنبه 17 بهمن 1392ساعت 11:23 PM توسط ☆★your daddy and your love★☆ |

 خدایا ! در این بلند ترین شب سال و در این لحظات شیرین دور هم بودن, انها را که از ما گرفتی, به تو میسپاریم, تو نگهدارشان باش.... همانهایی که سالهای گذشته در کنار ما بودند و امسال در جوار تو, انهایی که عشق و زندگیمان  هستند, همه و هم را به تو می سپاریم....

 , تو نگهدار همه شان باش...پدر و مادرم و همه ی اعضای خانواده ام...و امید زندگی ام.... شکرانه ان با من....  قدر این با هم بودنها را بدانید, چرا که بعضی چیزها تکرار شدنی نیستند ...

 همين امشب سفيدى برف را براى روح لطيفت....
شيرينى هندوانه را براى عشق عميقت....
سرخى انار را براى قلب مهربانت....
وبلنداى يلدا را براى زندگى قشنگت آرزومندم.

حامی جانم : اگر یلدای دیگر من نباشم ..

تو باشی و تو باشی و تو باشی...............................

       

                  یلداتان مبارک و زندگیتان پراز بهانه های شاد

بابای حامی. پاییز 92




نوشته شده در يکشنبه 1 دی 1392ساعت 10:01 PM توسط ☆★your daddy and your love★☆ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

خلاصه ی تمام حرفها ..کلمات...جمله ها...


نوشته شده در پنجشنبه 21 آذر 1392ساعت 5:41 PM توسط ☆★your daddy and your love★☆ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

(همان رمز قبلی..


نوشته شده در دوشنبه 20 آبان 1392ساعت 10:33 PM توسط ☆★your daddy and your love★☆ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

زیباترین خط منحنی جهان خط منحنی بین گونه هایت است درست زمانی که میخندی حامیِ من …


نوشته شده در چهارشنبه 1 آبان 1392ساعت 9:19 PM توسط ☆★your daddy and your love★☆ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

حامی جانم من تو را نه در لحظه های زیبای بودنت که در غمگین ترین زمان نبودنت یافتم حالا هوا عطر آگین یاد توست جانه دل... با تو من نفس نفس زندگی کرده ام.... life is too short, so kepp smiling as long as your teeth are there...


نوشته شده در يکشنبه 21 مهر 1392ساعت 9:44 PM توسط ☆★your daddy and your love★☆ |

خداوند عاشق است....

 ما حاصل عشقیم و می خواهیم همچنان که روی زمین هستیم به آن بهشت برگردیم من گفته امرسون را تکرار می کنم که :

 " عشق ارزشمندترین کلمه ما و مترادف نام خداست " .

به عبارت دیگر ، اگر ما به عشق فکر کنیم ، به خدا فکر کرده ایم . اگر خداوند عشق است و نمی تواند چیزی جز خدا باشد ، و اگر می خواهیم با او گفتگو داشته باشیم ، در این صورت این طور به نظر می رسد که ما با عشق به خدا می رسیم ، در غیر این صورت وقت خود را تلف می کنیم .

خداوند نمی تواند به خواسته های غیر عاشقانه پاسخ دهد و این کار را نخواهد کرد .

دعاها و خواسته های غیرعاشقانه که از روی تکبر ، نفرت یا ترس باشد ، کار منیت است ، لذا به آنها پاسخ داده نخواهد شد . در واقع ، این دعاها حتی شنیده نیز نخواهد شد .

پیام خداوند این است که : همه را دوست بدارید ، بدون استثنا ، پس ما می توانیم با او هماهنگ باشیم . ...

حال راه نزدیکی به خدا برای درخواست هدایت و کمک این است که برای تمام کسانی که احساس می کنیم به ما بد کرده اند و نیز برای خودمان ، از نکته ارزشمند بخشش استفاده کنیم .

به این موضوع فکر کنید : ما چگونه می توانیم از خداوند انتظار داشته باشیم درخواست ما را برای کمک به بهبود یک رابطه بشنود در حالیکه ما به دلیل بدرفتاریها و خلافهای خیالی و فرضی در قلب خود نفرت داریم

 صرف نظر از این که مذهب ما چه باشد ، هر وقت که می خواهیم با خالق خود گفتگو کنیم ، باید بدون این که نفرتی در دل داشته باشیم ، این کار را انجام دهیم . بدین ترتیب ما انرژی زندگی خود را به نحوی بالا می بریم که با بالاترین انرژی کائنات هماهنگی پیدا می کند ، که البته متعلق به خداوند است . ...

در این صورت عشق همراه با بخشش ، نیروهای نهفته ای را که اول این در مورد آنها سخن گفتم فعال می کنند – یعنی ، انسانها و رویدادهای مناسب همزمان پیدا خواهند شد . این مطلب به این علت است که ما انسان معنوی هستیم ، با توجه به این نکته ، " اگر از خداوند انتظار داشته باشیم به چیزی غیر از عشق و بخشش توجه داشته باشد ، او توجهی نخواهد کرد . "

به قول مارتین لوتر کینگ : " ما باید قابلیت بخشیدن را کسب کرده و آن را حفظ کنیم . کسی که فاقد قدرت بخشش است ، فاقد قدرت عشق است . "

""لذا در لحظاتی که آرام و تنها نشسته اید و دعا می کنید و از خداوند طلب کمک دارید ، به هیچ وجه از او نخواهید کمک کند تا دیگران را شکست دهید ؛ بلکه دعا کنید : " خدای مهربان ، مرا ابزار عشق خودت قرار بده . من می خواهم مثل تو باشم . من همه را بخشیده ام ، من خودم را هم بخشیده ام . " و یادتان باشد که بدون عشق ، بخشش وجود ندارد – و بدون عشق ، راهی وجود ندارد که خالق صدای ما را بشنود""

حامی جان هرگز این حرفهایم را فراموش نکن... پسرک زیبای من....

 

نوشته شده در پنجشنبه 17 بهمن 1392ساعت 10:25 PM توسط ☆★your daddy and your love★☆ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

آرزو دارم ضربان قلبت به لبخندهای مکرر تکرار شود… وهر آنچه به دل آرزویش داری به هر بهانه ای ازآن تو باشد پسرم.... از آنچه هستی شادمان باش…. و به خاطر آنچه داری شکرگذار….. باور نـمی کنـم … خـالـق نظـم دانـه هـای انـار ، زنـدگـی مارا … بـی نظـم چیـده باشـد... (عکسهای تولد حامی جون و یه کوچولو حرف من)


نوشته شده در سه شنبه 9 مهر 1392ساعت 11:36 PM توسط ☆★your daddy and your love★☆ |

پسرم حامی جان :

یک بهار...........  یک تابستان............           یک پاییز ............  

و یک زمستان را دیدی..................

از این پس همه چیز جهان تکراریست جز مهربانی........

لبخند بزن؛
برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید رفته را بازگرداند..

 

نوشته شده در چهارشنبه 27 شهريور 1392ساعت 0:00 توسط ☆★your daddy and your love★☆ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

بیشتر از هرکسی … خودت را دوست داشته باش! جوری که هر کجا نشسته ای … هر جا که میروی …. در هر کاری که میکنی … “خــــــــودت ” حضور داشته باشد ، یــــک حضــــــــــور بـــی ماننـــد … اما خالــــــی از تکبــــر ، حسادت ، ریــــــا …... باور کن تا عاشق خودت نباشی …. عاشق هیچ کس نمیتوانی بشوی …. و هیچ کس هم ..… عاشقت نمیشود ..


نوشته شده در چهارشنبه 25 دی 1392ساعت 11:52 PM توسط مَنِ او.... |

پدر که باشی!!!

با تمام سختی ها و مشقت های روزگار،

با دیدن غم فرزندت میگویی:"نگران نباش،درست میشود،

خیالت تخت ، من پشتت هستم".



پدر که باشی ؛

سردت میشود و کت بر شانه ی فرزندت می اندازی.

چهره ات خشن میشود و دلت دریایی ....... آرام نمیگیری تا تکه نانی نیاوری.





پدر که باشی ؛

عصا میخواهی ولی نمیگویی.

هرروز،خم تر از دیروز،جلوی آینه تمرین محکم ایستادن میکنی....



پدر که باشی ؛

در کتابی جایی نداری و هیچ چیز زیر پایت نیست...

بی منت از این غریبگی هایت می گذری تا پدر باشی....



پشت خنده هایت فقط سکوت میکنی



پدر که باشی ؛

به جرم پدر بودنت،حکم همیشه دویدن برایت میبرند.

بی اعتراض به حکم فقط میدوی.

بی رسیدن ها می دوی و در تنهایی ات نفسی تازه میکنی.....



پدر که باشی ؛

در بهشتی که زیر پای تو نیست باز هم دلهره هایت را مرور میکنی



پدر که باشی ؛

پیر نمیشوی ولی یک روز بی خبر تمام میشوی



پدر که باشی ؛

فقط پدری،هـــــمـــــیـــــن و تــــــمــــــام.......



نوشته شده در جمعه 15 شهريور 1392ساعت 11:50 PM توسط ☆★your daddy and your love★☆ |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 16 صفحه بعد